آموز ش وپرورش وفرهنگ وبهداشت

 

دبستان هاتف در سال 1307 همزمان با شهرضا در اسفرجان به  همت شادروان اقای علی اصغر ایرج تاسیس گردید

دبستان شفیع یکی از دبستانهای بسیار قدیمی که سالهاست متروکه گردیده وپس از دبستان هاتف گشایش یافته است

در این بخش با مطالب زیر آشنا می شوید

آموزش وپرورش از آغاز تا کنون

بررسی وضعیت آموزش وپرورش ونیروی انسانی آن در طول 83 سال قدمت

اولین گروه از دانش آموختگان روستا که برای ادامه تحصیل راهی شهر شدند

وضعیت فعلی آموزش وپرورش ومدارس آن در مقاطع مختلف تحصیلی

تاریخچه بهداشت ودر مان در روستا از آغاز تا کنون

صدور اولین شناسنامه ها در روستا

بررسی و تاریخچه آغاز اولین مهاجرت ها از روستا

ورود اولین وسایل جدید  و آشنایی با وارد کنندگان پدیده های جدید به روستا

اقای علی اصغرایرج پیشکسوت اموزش وپرورش متولد1280 وفات1383

اولین مدرک تحصیلی ششم ابتدای مربوط به اقای ایرج که در سال 1312توسط وزارت معارف واوقاف وصنایع مستظرفه صادر گردیده

آموزش وپرورش از آغاز تا کنون در اسفرجان

سال 1307 آغاز به کار وشروع دوره نوین آموزش وپرورش در روستا می باشد دراین سال آموزش به سبک جدید وکلاسیک در روستا آغاز می گردد که راه را برای تحصیلات رسمی دانش آموزان هموار می سازد

قبل از اینکه مدارس به سبک جدید درروستا آغاز به کارکند در اسفرجان یکی دو مکتب خانه وجود داشت که در آن مکتبها دانش آموزان به یادگیری قرآن وبعضی ازدروس دیگر میپرداختند تازه امکان استفاده برای همه نیز وجود نداشت و فرزندان از همان ابتدای کودکی به همراه پدر وبسته به تواناییشان در آن سنین به کار اشتغال داشتند ومعمولا مشاغل پدررا پیشه می ساختند مثلا اگر کسی پدرش نجار بود اوهم از همان ابتدا درکنار پدر به یادگیری شغل پدر مبادرت می ورزید یا دختران به قالیبافی ویا کارهایی که بیشتر به عهده مادران بود اشتغال داشتند درسال 1307 همزمان با شهرضا که نزدیک ترین شهر به روستای اسفرجان است اولین مدرسه به سبک آموزش وپروش جدید آغاز به کارکرد مدرسه هاتف درمنزل آقای علی اکبر اعتضادی در محله میان با دو کلاس با 14نفر دانش آموز وبا مدیریت شخصی به نام ناطقیان که اهل اصفهان بود ویک خدمتگزار کارخود را آغاز کرد درسال 1309 مدرسه مذکور4کلاسه شد تاسال 1310 که آقای علی اصغر ایرج که در آن زمان معلم بود به استخدام رسمی آموزش وپرورش در آمده بود به عنوان مدیر مدرسه هاتف اسفرجان درمحل جدید که قبلا حسینیه بود ومراسم مذهبی عزاداری در آن برگزار میگردید با 4کلاس و36نفر دانش آموز بکار ادامه داد درسال1315دبیرستان کاوه به مدیریت آقای ایرج راه را برای ادامه تحصیل دانش آموزانی که پس از فراغت از تحصیل برای ادامه تحصیل مجبوربودند به شهرضا یا اصفهان بروندویا ترک تحصیل نمایند بازکرد تاسال 1344آقای ایرج مدیر دبستان هاتف که6کلاس داشت ودبیرستان کاوه اسفرجان بود که دراین سال نامبرده با34سال سابقه خدمت به  فرهنگ و آموزش وپرورش روستای اسفرجان بازنشسته شد وسرانجام در سال 1380 باسابقه ترین فرهنگی استان اصفهان در سن 104سالگی به رحمت ایزدی پیوست روانش شاد باد

تصویر قسمتی از منزل آقای اعتضادی را نشان می دهد که درسال1307بعنوان مدرسه هاتف مورد استفاده قرار گرفت

درسال 1331 رییس آموزش وپرورش وقت به اسفرجان آمده بود آقای ایرج گفته بود که معلم نداریم وبا کمبود معلم روبرو هستیم که گفته شده3نفر را پیدا کنید که سه نفر به اسامی آقای اکبر اعتضادی و بهروز سلطانیان ورحمت الله حاج هاشمی معرفی گردیدند که پس از یکسال بعد از خدمت آزمایشی معلم رسمی شده وبه پیشگامان آموزش وپرورش اسفرجان پیوستند درسال 1344آقای اکبر اعتضادی برادر آقای ایرج مدیر مدرسه هاتف اسفرجان گردید و آقای بهروز سالطانیان مدیر مدرسه تازه تاسیس شفیع درمحله بالا که راه رابرای تحصیل دانش آموزان روستا آسان تر نمود درسال 1346 دبستان دخترانه اسفرجان با 4کلاس آغاز به کارکرد که مدیریت آن بعهده آقای اعتضادی گذاشته شده بود همزمان با مدیریت دبستان هاتف درسال 1357 مدرسه دخترانه شش کلاس با 57نفردانش آموز در کلاس پنجم بود که همگی موفق به اخذ مدرک پنجم ابتدایی شدند درسال 1354 تعدادمحصلین دختروپسر دراسفرجان360نفر بوده است که درحال حاضر یعنی در سال 1383 دبستان هاتف درحدود 40نفر دانش آموز دختروپسر به صورت مختلط دارد آقای اکبر اعتضادی بعد از 31 

سال خدمت به آموزش وپرورش اسفرجان درسال1359به افتخار بازنشستگی نایل گردید

تابلو دبستان هاتف سال تاسیس 1307

دبیرستان کاوه اسفرجان تاسیکل داشت سپس دانش آموزانی که وضعیت مالی آنان اقتضا می کرد برای ادامه تحصیل به شهرضا یا اصفهان میرفته اند وبرای کسانی که امکان ادامه تحصیل وجود نداشت تحصیلات خاتمه یافته تلقی می شد به همین دلیل وباتوجه به سابقه 80ساله آموزش وپرورش دراسفرجان سطح فرهنگی اهالی روستا بسیار بالا بوده ونشانه های آن را در میزان بیشمار تحصیل کردگانی که دررشته های مختلف از مهندسی وپزشکی گرفته تا سطوح بالای مدیریتی در ادارات وسازمانهای مختلف درنقاط مختلف کشور میتوان سراغ گرفت که این امر مدیون زحمات پیشگامان تعلیم وتربیت در این روستای باسابقه فرهنگی طولانی است از دیگر پیشگامان آموزش وپرورش که خدماتی در این زمینه ارایه داده اند میتوان از اقرادی دیگر با این نامها یاد کرد که یاد وخاطراشان برای همیشه دراذهان باقی خواهد بود

مطالب این بخش به روایت از آقای اکبراعتضادی فرهنگی باسابقه که درجریان وضعیت فرهنگی روستا بطور کامل قرار دارد نقل گردیده بنابراین چنانچه به موردیا نامی دراین زمینه اشاره نگردیده جهت انعکاس وتکمیل مطالب با ما تماس حاصل فرمایید با تشکر

    

تصاویر تابلو قدیم وتابلو جدید دبستان هاتف را نشان میدهد که با پیگیری تعدادی از فرهنگ دوستان علاقمند به جای خود بازگشت

بررسی  وضعیت آموزش وپرورش ونیروی انسانی آن در طول 83 سال قدمت

از سال1307 که اموزش وپرورش به سبک جدید در روستا شروع به فعالیت نموده است تا کنون حدود800نفر معلم زن ومرد از روستای اسفرجان در تمام نقاط مملکت در آموزش وپرورش خدمت کرده اند افرادی که پس از فراغت از تحصیل در مدارس اسفرجان پس از انتخاب حرفه معلمی به روستای خود بازگشته وبرای مدت هرچند کوتاه به آموزش وپرورش روستای خود خدمت کرده اند را می توان در سه دوره ویا سه نسل پس از اولین پیشگامان در این راه تقسیم بندی کرد نسل اول یا فوت کرده اند ویا به افتخار بازنشستگی نایل آمده نسل اول این گروه شامل پیشگامان که با آغاز بکار مدرسه از بنیانگذاران اولیه بودند ونسلهای بعدی در کلاسهای درس آنان پرورش یافتند که شامل  آقایان: علی اصغر ایرج- اکبر اعتضادی-بهروز سلطانیان-رحمت الله حاج هاشمی-سیدداوود میرحسینی بوده اند نسل دوم که از سال1323 آغاز بکار کرده اند شامل آقایان: محمد علی طغیانی-قدرت الله حداد-تیمور برومند-سید هاشم میرطالبی-محمدرضا بهرامی-رضا براهیمی-گودرز وهوشنگ وزیری-منوچهر برومند-حسین دباغ-سید یدالله میرطالبی-سیدابراهیم وسیدالیاس وسیدعبدالله میرطالبی-هوشنگ بهرامی -شکرلله محمد زمانی-منوچهر اسماعیلی-سلیمان ایزدبان-حسن مولوی -فتح الله ونگهدارمحمد زمانی-عبدالرسول سلطانیان-اکبر وفیروز محمد زمانی -علی اکبر سلیمانی پور-احمد ایزدی-مصطفی و مرتضی محمدابراهیمی نگهدار ومحمد ناطغیان-عباس علی اکبری -قاسم شیبانی-عبدالله محمد رضایی-سید مظفر میرکاظمی-اکبر اسماعیلی-کیامرث بهرامی-رضا شریف زاده-علیرضا مکارمی-سید نورالدین میرشفیعی-آقانور میرطالب-علی محمدی-اکبر حاج هاشمی-عباس بهرامی-قاسم شیبانی نسل سوم از سال1353تا کنون که این گروه شاگردان نسل قبلی بوده اند که شامل اقایان:فریدون برومند-شهاب و مجید ومحمد و مرتضی ایزدیان-جهانبخش اسدی-سیروس امیری-غلامحسین سلطانیان-مرتضی ومجید ومحمدوقوام ایزدیان- علی اکبر وقربانعلی وذبیح الله وحسین بهرامی سید علی وسید صدرالدین وسید کمال وسید حبیب الله میر طالبی علی روشنایی - قدرت الله و خدا خواست و نواز وفیرورز حسین وبهزاد محمد قاسمی - سید جعقر وسید معراج میر کاظمی - رضا ورسول محمد رضایی - سید ناصر وسید مسیح وسید اکبر علویزاده -فضل الله هاشم زاده  سیف الله شریف زاده - سیف الله وحسن براهیمی - جمشید محمد طاهری - فرزاد امیری -بهنام مکارمی - نادر ابن علی - اسماعیل جهان بخش --قدمعلی وحسن و عطااله محمد زمانی - ولی الله وسید معراج قریشی -غلامرضا برومند سید فخرالدین میر ستاری - حجت امیری - قربانعلی بهرامی حسن تعهدی توضیح : اولا نام خانمها در این لیست نیامده که به محض تکمیل اطلاعات اضافه خواهد شد و ثانیا ممکن است اسامی بعضی از قلم افتاده باشد که به به محض اطلاع لیست کامل خواهد شد

تصویر معلمین دبستان هاتف نفروسط نشسته اقای ایرج

تصویر دانش اموزان ومعلمین دبیرستان کاوه درسال 1348

معلمین اقایان امینی - قدرت الله حداد-زنده یاد تیمور برومند -زنده یاد سید ولی الله ایزدی-محمدرضا بهرامی - نگهدار ناطقیان


اي دبستاني ترين احساس من
------------
باز آمد بوي ماه مدرسه

بوي بازي هاي راه مدرسه

اي دبستاني ترين احساس من

خاطرات كودكي زيباترند

يادگاران كهن مانا ترند

درسهاي سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ

روبه مكارو دزد دشت وباغ

روز مهماني كوكب خانم است

سفره پر از بوي نان گندم است

كاكلي گنجشككي با هوش بود

فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد

ريز علي پيراهن از تن ميدريد

تا درون نيمكت جا ميشديم

ما پرازتصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي زپاكي داشتيم

يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هايش درد داشت

گرمي دستان ما از آه بود

برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ

خش خش جارو ي با پا روي برگ

همكلاسيهاي من يادم كنيد

بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسيهاي درد ورنج وكار

بچه هاي جامه هاي وصله دار

بچه هاي دكه خوراك سرد

كودكان كوچه اما مرد مرد

كاش هرگز زنگ تفريحي نبود

جمع بودن بودوتفريقي نبود

كاش ميشد باز كوچك ميشديم

لا اقل يك روز كودك ميشديم

ياد آن آموزگار ساده پوش

ياد آن گچها كه بودش روي دوش

اي معلم ياد وهم نامت بخير

ياد درس آب وبابايت بخير

اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشقها را خط بزن

اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشقها را خط بزن

ردیف بالا راست به چپ -منصورکاظمی-بهرام یوسفیان-سیدعلی میرطالبی-ابراهیم بهرامی-عبدالله محمدی-محمود مکارمی-سیدمظفرمیرکاظمی-خلیل سلطانیان-غلامرضا برومند-حبیباله برومند-قربانعلی سلیمانی پور-خدادادجانی-علی اکبر وزیری0ابوطالب محمد زمانی-قدرت اله راستی -غلامحسین حاج هاشمی-اصغرحداد-رضا محمدرضایی-خدابخش طاهرپور-ولی اله قبادی-عطااله محمدی-رحیم محمدی-سیدکمال میرطالبی-سیدمحمد میرشفیعی-محمدمهدی حاج هاشمی-بهمن بهرامی-قدرت اله جانی-ایرج برومند-حسن محمد زمانی

دانش اموزان دبیرستان کاوه اسفرجان در سال 1348 به همراه کارکنان -دبیرستان کاوه دارای 4 کلاس بوده دوکلاس سیکل اول

یک کلاس سیکل دوم ویک کلاس هم سیکل سوم بوده که دانش اموزان برای ادمه تحصیل ودریافت دیپلم باید راهی شهر میشدند

اولین گروهی  از دانش آموختگان روستا که برای ادامه تحصیل راهی شهر شدند  سال 1335 بنا به در خواست آقای ایرج برای باز کردن راه ادامه تحصیل دانش اموزان کلاسهای ششم که  دیگر امکان ادامه تحصیل در اسفرجان را نداشتند فراهم آمد برای ایجاد کلاس هفتم طبق قوانیین آن زمان بایستی حد اقل15 نفر داوطلب ادامه تحصیل وجود داشته باشد شادروان ایرج با تماس با اولیا وراضی کردن انان برای ادامه تحصیل فرزندانشان موفق شد اسامی 15نفر همراه با موافقت اولیا آنان را بگیرد که این تعداد همان 15 نفر قبولشدگان کلاس ششم بودند که از همان سال کلاس هفتم وسپس کلاسهای هشتم ونهم یعنی سیکل یکی بعد از دیگری با همان دانش آموزان ادامه یافت و بالاخره عده ای به دریافت سیکل در سال 1338 نایل آمدند از بین این فارغ التحصیلان یک گروه شش نفره که امکان تامین مخارج تحصیل در شهر راداشتند راهی شهر اصفهان برای ادامه تحصیل گردیدند البته لازم به ذکر است که دونفر دیگر قبلا بنام هوشنگ وزیری و غلامرضا ایرج فرزند آقای ایرج برای ادامه تحصیل به شهر رفته بودند که در سالهای بعد موفق به اخذ لیسانس گردیدند که اولین کسانی که از اسفرجان دارای مدرک لیسانس شدند همان دونفر بودند این گروه شش نفره شادروان تیمور برومند ومحمدرضا بهرامی و گودرز وزیری وقدرت الله حداد بودند که در دانشسرای مقدماتی به شغل معلمی روی آوردند و دیگری  آقایان عبد ارضا بهرامی و جمشید حاج هاشمی و که در دبیرستان کشاورزی ادامه تحصیل دادند در نهایت سال تحصیلی 1340-1341 اولین گروه از دانش آموزان اسفرجانی موفق به اخذ دیپلم شدند که  سه نفر اول بعنوان معلم به روستا باز گشتند و همچنین آقای جمشید حاج هاشمی بعنوان اولین مروج کشاورزی روستا در دفتر ترویج وکشاورزی اسفر جان به کار مشغول گردیدند لازم به ذکر است که اولین معلم دیپلمه که در مدرسه هاتف به تدریس اشتغال داشتند آقایان حمزه پژوهنده  از شهرضا و کریمی از سمیرم و وقایع نگار از اصفهان بودند

تصویر دانش اموزان دبستان هاتف به همراه معلمین وتعدادی از اولیا حدودشصت سال پیش

وضعیت فعلی آموزش وپرورش ومدارس روستا در مقاطع مختلف در حال حاضر در روستا از مقطع دبستان تا پیش دانشگاهی مراکزی برای تحصیل دانش آموزان دختر وپسر وجود دارد و باتوجه به مهاجرت اهالی باقیمانده در روستا به دلیل ادامه تحصیل فرزندانشان وبرخورداری از امکانات بهتر شهری و به دلیل معیشتی و اقتصادی هر ساله جمعیت روستا کمتر وکمتر می شود وچنانچه عده ای از عشایر ترک زبان که در محله ای در شمال غربی روستا بنام محله بلند ساکن گردیده اند به روستا کوچ نمی کردند بازماندگان روستا را فقط پیرمردان وپیرزنانی تشکیل می دادند که امکان مهاجرت آنها به شهر به دلایل شخصی یا به دلیل سکوت وآرامش حاکم بر روستا در این روستایی که هر ساله از نظر اجتماعی فرهنگی اقتصادی رو به عقب ماندگی گذاشته مانده اند جاذبه ای برای جوانان وکوچندگان جدید ندارد بنا براین هر ساله از تعداد دانش آموزان آن کم می شود بطوریکه در مقطع دبستان در یکی از مدارس روستا در کلاس سوم فقط سه نفر دانش اموز به تحصیل اشتغال دارند تمام معلمین روستا بومی محل هستند وکسانی هستند که در حال حاضر بنا به موقعیت شغلی تعدای ازآنها درروستا زندگی میکنند که یا فرزند کوچک ندارند ویا اینکه فرزندان آنها در شهر ها زندگی می کننددر حال حاضر 9 مدرسه از سطح دبستان تا سطح دبیرستان در روستا وجود دارد که به بررسی هر یک می پردازیم

-

 دبستان پسرانه شهید صدوقی و دبستان دخترانه حجاب اسفرجان در محله بالا

دبستان پسرانه شهید صدوقی و دبستان دخترانه حجاب اسفرجان که در محله بالا و در منطقه عشایر نشین اسفرجان واقع گردیده که بطور مشترک در نوبت پسرانه ودخترانه از آن استفاده می شود دارای 5 کلاس درس و64 دانش آموز می باشد سال تاسیس آن سال 1346 می باشد و دبستان دخترانه حجاب که دارای 70 نفر دانش آموز است

دبستان کوثر و دبستان شهید آیت که در قسمت شرقی روستا و در محله پایین واقع گردیده که قبلا دبستان هاتف اولین دبستان اسفرجان در سال 1307 در آنجا بنا نهاده شد که در حال حاضر در محل آن  دبستان و دبیرستان ساخته شده است یکی از مواردیکه در اینجا باید به آن اشاره شود نام دبستان هاتف که سمبل اولین مدرسه روستا همزمان با شهرستان شهرضا بوده و بیانگر پیش گامان آموزش و پرورش روستا ست به فراموشی سپرده شده است و نامهای دیگر بر جای آن نشانده شده است که هیچ اثرو خاطره ای  را از سابقه 83 ساله آموزش و پرورش اسفرجان این روستای بافرهنگ  در اذهان زنده نمی کند که راستی جای تابلوی دبستان هاتف با آن سابقه و یادبود ها وخاطرات بر سر در مدرسه روستا خالی است در هر صورت این دبستان به صورت مختلط مشغول کار است و جمعا دارای 48 دانش آموز دختر پسر است سال تاسیس آن سال 1341 اولین مدرسه دختران روستا که در محلی دیگر و توسط آقای اکبر اعتصادی تاسیس ومدیریت آن نیز بعهده ایشان بود

  دبستان کوثر که روزگاری محل دبستان هاتف و دبیرستان کاوه با سابق ترین مدرسه روستا بود

دبیرستان دخترانه شهید مصطفی خمینی و مرکز پیش دانشگاهی دخترانه اسفرجان این دبیرستان که دارای ساختمان نوسازی است در دو طبقه که چند سال پیش توسط نوسازی مدارس آموزش وپرورش بر جای قبلی دبستان هاتف اسفرجان ساخته  شده دارای امکانات مختلف و متعددی که در حال حاضر جمعا تعداد دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل آن در دبیرستان و پیش دانشگاهی120 نفر می باشد این دبیرستان در سال تحصیلی 1376 و مرکز پیش دانشگاهی آن در سال 1381 یعنی دوسال پیش تاسیس گردیده که فقط دارای رشته ادبیات است و دانش آموزان دختر  علاقمند به رشته ای دیگر بایستی عازم شهر برای ادامه تحصیل شوند که خود یکی از دلایل مهاجرت اجباری برای خانواده ها خواهد بود

دبیرستان شهید مصطفی خمینی و مرکز پیش دانشگاهی دخترانه که محل سابق دبستان هاتف بوده است

دبیرستان پسرانه شهید طاهر پور اسفرجان که در کنار جاده و در محله بلند واقع گردیده است این دبیرستان که در حال حاضر 80 نفر دانش آموز پسر از دیگر باقیماندگان درروستا را درخود جای داده است دارای رشته ادبیات فارسی است و دانش آموزان علاقمند به رشته ای فنی و یادیگر رشته ها مجبورند برای ادامه تحصیل به شهرضا و یا اصفهان مراجعه کنند معملا این جوانان مشغول تحصیل پس از پایان تحصیلات برای ادامه تحصیل در دانشگاه ها ویا اعزام به خدمت سربازی پس از پاایان تحصیلات ویا پذراندن دوران سربازی دیگر به روستا باز نمی گردند چون امکان ادامه زندگی با توجه به نبود امکانات لازم از قبیل شغل وکار وتامین معاش برای آنان در روستا وجود ندارد مدیرت این دبیرستان در حال حاضر بعهده آقای علی اکبر بهرامی است که در اسفرجان زندگی می کند

دبیرستان  پسرانه شهید طاهر پور اسفرجان با 80 دانش آموز

مدرسه راهنمایی دخترانه آسیه  مدرسه راهنمایی دخترانه اسفرجان در حال حاضر دارای 75 نفر دانش آموز می باشد

مدرسه راهنمایی پسرانه دستغیب مدرسه راهنمایی پسران دارای 90 نفر دانش آموز است که در کلاسهای اول ودوم وسوم آن مشغول به تحصیل هستند ودر محله میان و برروی قبرستان قدیمی چهار باغ قرار گرفته است

روزی که بنای اولین مدرسه به سبک جدید با جدیت وعلاقه توسط شادروان علی اصغر ایرج در روستای اسفرجان و همزمان با شهر رضا گذاشته شد روزی بود  که اولین سنگ زیر بنای علم دانش برای تحصیل هزاران نفر از تحصیل کردگانی که اینک در ادارات وسازمانهای مختلف در رده های بالای اجتماعی ومدیریتی مشغول کار هستند و به این آب وخاک خدمت می کنند گذاشته شد وبایستی در هر مکانی که هستند روستای خود را فراموش نکرده و دین خود را درحد توان خود به این روستا ادا کنند

تاریخچه بهداشت ودرمان در روستا

تا قبل از سال 1350 بهداری روستا در منزل استیجاری واقع درمحله ای درمیان روستا که متعلق به شادروان مبرزا خلیل یدالهی بود به ارایه خدمات بهداشتی مبادرت می ورزید که تشکیل شده بود از چند اتاق با پزشکی ایرانی که کار مداوای بیماران وتزریقات وپانسمان را بعهده داشت که در حد محدود داروی مورد نیاز آنان را نیز تامین می کرد در کنار این مجموعه داروخانه کوچکی نیز به همت شخصی بنام حاج رحمان حاج هاشمی تاحدودی داروی لازم برای بیماران را تهیه می نمود تزریقات وپانسمان توسط شخصی بنام آقای غریب انجام می گرفت اولین پزشکان این مرکز درمانی دکتر مانی و دکتر صریریان ودکتر اشرفی بوده اند که از اصفهان به روستا آمده بودند  تااینکه در سال1350به همت دکتر اشرفی قطعه زمینی به مساحت3000مترمربع توسط اهالی به مبلغ39000تومان خریداری وبرای ساخت دراختیار بهداری وبهزیستی قرار گرفت که پس از تکمیل درسال1351به بهرهبرداری رسید درمانگاه به وسایل لازم مجهز گردید که شامل آزمایشگاه ودندان پزشکی نیز می شد ازآن زمان پزشکان مختلفی از کشورهای مختلف شامل پزشکان هندی وپاکستانی بنگلادشی وایرانی به ارایه خدمات پرداختند درحال حاضر این مرکز با پزشک ایرانی صبحها به مداوای بیماران میپردازد

تصویرساختمان محل اولیه بهداری اسفرجان راکه بصورت استیجاری در روستا به فعالیت مشغول بوده را نشان می دهد

درسال 1354به همت شخصی به نام آقای منصوربرومند که کارمند بهداری دراسفرجان بود داروخانه ای بنام داروخانه کیوان درمرکز روستا تاسیس شد این داروخانه تقریبا بطور شبانه روزی آماده ارایه خدمات اورژانسی به بیماران می باشد خدماتی از قبیل تزریقات وپانسمان و غیره درکنار این داروخانه پزشکی بنام دکتر چاووشی صبح وبعدازظهر درمطب خود در کنار داروخانه به مداوای بیماران مشغول می باشد

علاوه بران بهداری روستادارای دندانپزشکی و ازمایشگاه وپزشک میباشد که به ارایه خدمات درمانی درروستا مبادرت میورزد

عکس داروخانه روستا در محله میان را نشان می دهد که بطور شبانه روزی آماده ارایه خدمات دارویی واور ژانسی

به اهالی روستاست

آقای منصور برومند مسیول داروخانه روستا

زایشگاه و خانه بهداشت روستا

علاوه بر بهداری وپزشک درروستا زایشگاهی وجود دارد که چند سال گذشته به فعالیت وارایه خدمات به زنان باردار مشغول بود که درحال حاضر فعالیتی در این زمینه ندارد همچنین خانه بهداشت که چندین سال است به فعالیت مشغول بوده ودرزمینه مراقبت از زنان حامله وتنظیم خانواده ومراقبتهای بهداشتی از کودکان مبادرت میورزد

همچنین در حال حاضر بهداری روستا مجهز به یک دستگاه امبولانس می باشد که در مواقع اضطراری واورژانسی در طول مدت شبانه روز مبادرت به حمل بیماران به مراکز درمانی شهرضا می نماید

تصویر دومین شناسنامه صادر شده در روستا رانشان می دهد

صدور اولین شناسنامه ها در روستا

تا سال 1306 مردم روستا فاقد شناسنامه بودند ومعمولا تاریخ تولد فرزندان در پشت جلد قرآن مجید توسط افراد با سواد نوشته می شد وگفته می شود که قبل از آن برای متولدین تازه کوزه ای در نظرگرفته می شد وهر سال  هنگام نوروز سنگی به نشانه گذشت یک سال از عمر او در آن کوزه اندخته می شد که سپس با شمارش سنگها می توانستد سالهای عمر یک فرد راشمارش نمایند که صحت و سقم آن مورد تردید است در هر صورت قبل از سال 1306 نام خانوادگی وجود نداشته وبرای شناسایی فرد از نام پدر ویا جد او استفاده می شده که مثلا گفته می شده حسن علی اکبر یا حسن حسین علی که به معنی حسن فرزند حسین علی فرد را مورد شناسایی قرار می داده اند بای نام بردن زنان با توجه به حساسیت و تعصبی که در این مورد وجود داشته حتی تا این اوخر نام فرزند ذکور بزرگتر به مادر تعلق داشته که شوهر با صدا زدن او در محافل اورا مورد خطاب فرار می داده است به هر حال در اول شهریور  ماه سال1306شخصی بنام ناصر قلی نماینده ثبت احوال شهرضا برای صدور شناسنامه به  منزل مرحوم محمد ابراهیم که از بزرگان محله میان بوده دراسفرجان وارد  می شود ومردم را به گرفتن شناسنامه ترغیب می کند که مردم ابتدا ترسیده و می گفتند که برای بردن جوانان به خدمت سربازی می خواهند شناسنامه بدهند به هر حال اولین شناسنامه با شماره یک برای محمد ابراهیم با انتخاب نام خانوادگی بهرامی صادر می شود و دومین شناسنامه بنام همسر او با شماره 2نیز صادر می شود سپس  مردم کم کم برای دریافت شناسنامه مراجعه می کنند مسیله جالب دیگر در این رابطه این بوده که وقتی از مردی پرسیده می شده که نام همسرت چیست تا برای آو شناسنامه صادر کنیم می گویند او تا بنا گوش سرخ می شده وبا تعصب وناراحتی می گفته چکار به نام زن من دارید مشکل دیگری که در این رابطه وجود داشته این بوده که تا ان هنگام نام خانوادگی وجود نداشته وهنگام صور شناسنامه به شخص گفته می شده که یک نام خانوادگی برای خودت انتخاب کن که می گفته نام پدرم مثلا محمد قاسم یا علی اکبر وغیره بوده که با اضافه کردن یک حرف یا به نام پدر ویا جد او فامیلی برای او درست می کردهاند که نمونه آن در روستا بسیار است شاید یکی از دلایل تنوع فامیل در این روستای کوچک همین مسیله بوده باشد در اسفرجان بالغ بر صد فامیل مختلف وجود دارد بعضی افراد هم که در یک محله زندگی می کرده اند نام فامیل بزرگتر محل را برای خود با اجازه او انتخاب می کرده اند و شاید به همین دلیل باشد که هر محلی دارای یک فامیل بطور عمده در حال حاضر درروستا وجود دارد بعنوان نمونه بیشتر ساکنین محله تقی میرطالبی هستند ویا ساکنین محله میان که نام خانودگی  بهرامی را برگزیده اند مورد دیگری که برای انتخاب نام خانوادگی مورد استفاده قرار می گرفت شغل پدر بود مثلا به فردی گفته می شد پدرت چکاره است او می گفت سلمانی بنابراین فامیل سلما نی پور رابرای خود انتخاب می کردند در بعضی مواقغ هم سن حقیقی افراد ویاتاریخ تولد واقعی آنان را برای فرار ازخدمت سربازی در شناسنامه ها عنوان نمی کردند که موارد بسیار دارد و یا حتی سن واقعی دختران را برای ازدواج زود هنگام  بالا تر عنوان می کرده اند و یا گاهی شناسنامه دختر بزرگتر را اگر خواستگاری برای دختر کوچکتر پیدا می شد جابجا می کردند که البته این موارد بسیار معدود و در هنگام ضرورت برای حل مشکل استفاده می شد در هر صورت از سال 1306 کلیه مردم روستا صاحب شناسنامه شدند

بررسی وتا ریخچه وآغاز مهاجرت مردم روستا به علل گوناگون مهاجرتی به شهرها  او لین مهاجرت ها از حدود 60تا65 سال پیش یعنی از حدود سالهای دهه سی و حدودا از سال 1319 آغاز می گردد چون در آبادان وشرکت نفت یکی از اهالی اسفرجان در رده های بالایی در پالایشگاه کار می کرد و عده ای از اسفرجانیها را بعنوان کارگر استخدام می کرد  اولین گروه راهی آبادان گردیدند حدود 30تا40نفر از جوانان وتازه متاهلینی که دیگر در روستا در آمدی برای گذران زندگی نداشتند جذب شرکت نفت گردیدند پس از  از میان همان عده ای که به آبادان رفته بودند در آنجا و از طریق آبادان بصورت قانونی وغیر قانونی راهی کویت شدند  جوانان دیگر که از دیگران ویا مهاجرینی که به خارج روستا برای کار رفته بودند با در آمد و امکانات شهری آشنا شده و همین امر مهاجران بیشتری را ترغیب می کرد که به خارج روستا عزیمت کنند پس از چند سال مهاجرت ها تا حدودی متوقف شد تا اینکه از سال 1330 دوباره سیل مهاجرت  مخصوصا به اصفهان  که تازه کارخانه ذوب اهن شروع بکار کرده بود و نیاز مبرم به نیروی  انسانی داشت  شدت گرفت  همچنین عده ای به تهران عزیمت نمودند به هر صورت نقش کسانی که از روستا به شهرهای مختلف رفته بودند وتوانسته بودند در رده های بالاتری بعلت سوادی که داشتند  شغل بالاتری را برای خود دست وپا کنند را در استخدام هم ولایتیها نمی توان نادیده گرفت  بالاخره پس از اولین مهاجرت ها این روند هرچه بیشتر ادامه پیدا کرد و روز به روز عده زیاد تری روستا را ترک کردند وهمچنان از جمعیت روستا کاسته شد تا وضعیت کنونی پدیدار گردید که در حال حاضر و مخصوصا در زمستانها جمعیت روستا را بیشتر پیر مردان وپیر زنانی تشکیل می دهدن که یا بازنشستگان نسل اولین مهاجرت ها هستند و یا امکان زندگی ذر شهر برای آنان وجود نداشته است علل اصلی مهاجرت روستاییان به شهر مانند همه نقاط دیگز کشور جنبه های مشخص دارد برخی از این دلایل  از آغاز تا کنون عبارتند از خشکسالی های پی در پی در سالهای اولیه مهاجرت افزایش جمعیت روستا با توجه به این نکته که در سال 1335 روستا جمعیتی بالغ بر 4000نفر داشته است و با توجه به مساحت باغات و زمینهای کشاورزی حاصلخیز  سرانه هر نفر از زمین چیزی حدود600متر بوده که  دیگر پاسخگوی نیاز مردم نبوده مورد دیگر از بین رفتن بسیاری از مشاغلی که قبلا در روستا وجود داشته است مانند گیوه دوزی و رنگ رزی و     اهنگری و بسیاری دیگر که در اثر آشنایی بازندگی شهری و یا تغییر سلیقه مردم و یا با ورود وتغییر زندگی مردم به سمت وسوی زندگی ماشینی مورد دیگر پس از عوامل اقتصادی استفاده از امکانات آموزش وپرورش بهتر در شهرها و یا راه یافتن به مراکز آموزش عالی بوده که اولین گروه شش نفره مهاجران برای ادامه تحصیل در سال 1338 انجام گرفته موارد دیگر استفاده از امکانات بهتر  وجاذبه های زندگی شهری و نبود شغل با توجه به خیل عظیم دانش آموختگان روستا که تعداد آنان نیز در تمام رشته ها کم نیست و بسیاری دیگر از عوامل که در پدیده مهاجرت روستاییان به شهرها نقش دارند

    

این دوتصویرنیم قرن پیش درابادان گرفته شد شهری که اولین مهاجران روستا جهت بدست اوردن کار ودرامد بیشتر به انجا سفرکردند

تصویر یکی از اهالی روستا را درابادان کنار اسکله نشان میدهد

**************************************************************

اولین کسانی که با آوردن وسایل جدید و آشنا کردن مردم با کارکرد این وسایل در پیشرفت روستا نقش داشتند

اولین کسانی که اتومبیل شخصی را به روستا آوردند  سابقه ورود اتومبیل شخصی به روستا باز می گردد به حدود نیم قرن پیش که اولین اتومبیل فورد توسط شادروان سید محمد حسن میرشفیعی به روستا آورده شد پس از ان توسط مرحوم مشهدی میرزا حاج هاشمی یک دستگاه اتومبیل جیپ مدل 1936 وارد روستا شد سپس توسط مرحوم سید ولی الله میرشفیعی نیز یک دستگاه اتومبیل وانت کامانکار مدل 1954 وارد روستا گردید و در نهایت یکدستگاه جیپ قرمز رنگ مدل 1954 نیز توسط آقای عطا الله برومند وارد روستا گردید لازم به ذکر است که در بعضی از مواقع اورژانسی اتومبیل های یاد شده بعضی از بیماران را به شهرضا انتقال می داده اند

اولین آسیاب موتوری در سال 1335 توسط آقای ناصر امیری و مرحوم سید ولی الله میر شفیعی به روستا آورده شد و در محله پایین شروع بکار کرد قبل از آغاز بکار آسیاب های دارای موتور دیزلی برای تهیه آرد گندم از چند عدد آسیابهای آبی که در محله های مختلف روستا قرار داشت استفاده می گردیده است دومین آسیاب موتوری توسط فرزندان مرحوم حاج نعمت الله برومند به روستا آورده شد ودر محله حاجی نصب گردید که علاوه بر خرد کردن گندم از آن بعنوان موتور برق برای تامین روشنایی منازل شخصی نیز استفاده می شد

اولین تراکتور از روستای همگین یکی از روستاهای دهاقان فعلی بصورت اجاره ای برای شخم زمینهای کشاورزی در اواخر تابستان توسط مرحوم مشهدی میرزا حاج هاشمی  نزدیک به 50سال پیش به روستا آورده شد قبل از ان و حتی سالها پس از ورود تراکتور به روستا شخم زمین های کشاورزی به وسیله خیش و دو راس گاو انجام میشده است تا اینکه در سال 1344 دو دستگاه تراکتور توسط فرزندان مرحوم حاج نعمت الله برومند به اسفرجان آورده شد که در ابتدا با دریافت مبلغ 5تومان بابت هرجریب زمین اقدام به شخم با تراکتور میکردند

    ورود او لین گرامافون و رادیو و چراغ طوری و تلویزیون به روستا در سال 1308 اولین گرامافون که بوسیله دست کوک می شد و فاقد باطری بود با صفحات بزرگی که از خوانندگانی مانند قمر الملوک وزیری همراه بود به همراه یک عدد چراغ لامپا که به ان لامپای هفت گفته می شد توسط مرحوم مشهدی ابراهیم بهرامی از شهر اصفهان به روستا آورده شد همچنین در سال 1317 اولین رادیو ها که دو دستگاه بود و به رادیوهای آنداریا شهرت داشت توسط مرحومان سید محمد حسن میرشفیعی و مشهدی میرزا حاج هاشمی به روستای اسفرجان وارد گردید که البته دو عدد چراغ طوری و یا چراغ آلمانی که با نفت کار می کرد نیز در همان زمان  توسط آنان از اصفهان به  روستای اسفرجان آورده شد  همچنین اولین تلویزیون در سال 1351 توسط فرزندان مرحوم حاج نعمت الله برومند به اسفرجان اورده شد که ابتدا تصویر آن بسیار ضعیف و برفکی بود و برنامه های آن معمولا بعد از ظهر ها و به مدت چند ساعت پخش می شد که عده ای برای دیدن این پدیده جدید ودیدن تلویزیون بعد از ظهر ها در حیاط منزل آنان جمع می شدند

البته تمام وسایل وابزار جدیدی که به روستا آورده می شد  ابتدا عده ای طبق معمول  که در تمام نقاط دیگر کشور مرسوم بوده است عده ای ابتدا با استفاده و کاربر آن مخالفات ودر استفاده از آن مقاومت می کرده اند و تا مدتی به استفاده ار همان ابزار و وسایل سنتی می پرداخته اند  تا پس از این که  مشاهده می کرده اند استفاده از ابزار و وسایل جدید نقش موثری می تواند در زندگی داشته باشد بالاخره بر خلاف میل تسلیم شده و از امکانات جدید استفاده می کرده اند

يك سند قديمي مربوط به سال 1287 قمري يعني حدود140سال قبل

Copyright  2007  Esfarjan.ir  All Rights Reserved.